محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

381

تاريخ الطبرى ( فارسي )

از ديار و فرزندان خويش دور شده‌ايم چگونه كارزار نمىكنيم » . و او خدا را بخواند و عصايى نازل شد كه طول آن به اندازه قامت مردى بود كه مىبايد پادشاه قوم شود و به بنى اسرائيل گفت : « طول قامت وى همانند اين عصا است . » و كسان را با آن اندازه كردند و هيچكس چنان نبود مگر مرد سقايى كه با خر خود آب مىكشيد و خر خود را گم كرده بود و به جستجوى آن بود و چون او را بديدند با عصا اندازه كردند كه همانند آن بود و پيمبرشان گفت : « خدا طالوت را به پادشاهى شما برانگيخت » قوم گفتند : « هرگز چنين دروغ نگفته بودى ما از سبط پادشاهى هستيم و او نيست و مال ندارد كه به سبب مال پيرو او شويم . پيغمبرشان گفت : « * ( إِنَّ الله اصْطَفاه عَلَيْكُمْ وَزادَه بَسْطَةً في الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ » 2 : 247 ) * [ 1 ] يعنى : خدا او را از شما برگزيد و وى را به دانش و تن بزرگى داد . گفتند : « اگر راست مىگويى نشانه اى بر پادشاهى وى بيار . گفت : « * ( إِنَّ آيَةَ مُلْكِه أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ ، فِيه سَكِينَةٌ من رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَآلُ هارُونَ » 2 : 248 ) * [ 2 ] . يعنى : نشان پادشاهى وى اينست كه صندوق ( معهود ) سوى شما آيد كه آرامشى از پروردگارتان و باقيمانده اى از آنچه خاندان موسى و هارون وا گذاشته‌اند در آنست . و آرامش طشتى از طلا بود كه دل پيمبران را در آن مىشستند ، و خدا آن را به موسى داده بود و الواح را در آنجا نهاد و الواح چنان كه شنيده‌ايم از در و ياقوت و زمرد بود و بقيهء ميراث ، عصاى موسى و خرده هاى الواح بود . و صندوق و آنچه در آن بود در خانهء طالوت به دست آمد و به پيغمبرى شمعون ايمان آوردند و پادشاهى به

--> [ 1 ] - بقره 245 [ 2 ] - بقره 246